جان اسیر دل،دل اسير دوست
دوست جه ميداند؟دل اسير اوست
ترك دنياكرده ام
ترك جان هم ميكنم
غير عشقت هرجه گویی ترک
آن هم میکنم
وقتي از قصه أيام دلم ميگيرد.
مرغ اميد من از شدت غم ميميرد.
دل به روياي خوش خاطره ها ميبندم
( تقديم به تو)
كاش مي شد اشك را تهديد كرد
مدت لبخند را تمديد كرد
كاش مي شددرميان لحظه ها
لحظه ديدار را نزديك كرد
![]()
باغبان در باز كن من مرد كل جين نيستم
من اسير يك گلم
دنبال هر گل نيستم
![]()
عشق تو همجون افق بي انتهاست
قلب من خالي زهر رنك
و رياست،زندكي با آرزوها
روبروست،با تو بودن از برايم
آرزوست.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



